X
تبلیغات
کارگاه فکر سازی - تاریخ اوهام و خرافات
تاریخ اوهام و خرافات دوشنبه یکم تیر 1388
    تابستان بنفشه های 88  

    کار امسال ما چیست؟

    قوتها و قابلیت های شرکت کدامند؟

    ضعف های شرکت کامند؟

    می خواهید چه نوع شرکتی داشته باشیم؟

    می خواهید به چه چیز معروف شویم؟

    چکونه و چقدر تبلیغات کنیم؟

    موفقیت شرکت چیست؟

    برای رسیدن به موفقیت چگونه برنامه ریزی کنیم؟

    موفقیتها چگونه و به وسیله چه کسی و کی اندازه گیری می شود؟   

 تاریخ بی برنامگی افکار

      یک از مهمترین موضوعات برای آیند نگران دانستن نوع و شاخص فکرها در گذشته و حال است،  امروز بسیاری از مردم نمی توانند برای آینده خود طرح و نقشه بریزند،  اگر از کسی بپرسید این مغازه چند می ارزد می گوید یک دو سال دیگر دو برار می شود.  بپرسید این سرمایه گذاری چطور می گوید تا دو سال پول خودش را در می آورد،  برای آینده فرزندت چه می بینی می گوید تا شش ماه دیگر کی زنده کی مرده،  یا نصیحت می شنوی پول برای آینده ات پس انداز کن خدا می داند زندگی چه می شود.  این حرف های جامعه مریض است که در طول تاریخ عادت کرده بدون برنامه یا بلاتکلیف بوده و برای آینده دور طرح و نقشه نداشته باشد،  جمع افکار توده مردم آینده را تعیین می کند.

      یکی از مشکلات آینده ایران کم داشتن افراد متخصص با سواد خوب، واقعی و بالاست،  در این باره در همه جاها مشکلاتی به وجود آمده که همگان در جریان مسائل اطراف خود هستیم،  ولی هیچ کدام به دلایل اصلی آن توجه نکرده ایم.  گاهی می شنویم که نقدینگی برای صنایع کم است،  این داستان همیشگی آنها بوده که نمونه زیاد دارد،  بطور مثال اگر چهار کارخانه یخچال سازی در نظر گرفته شود و به هر یک مبلغ پانصد ملیون داده شود،  هر کدام از آنها شروع به تولید می کنند، و با رقابتی قیمت شکن و ظاهری زیبا تولیداتشان را به بازار می فرستند.  اما اگر افراد با سواد عالی داشته باشند آنها در یک اشتراک فکری به سوی دست آورد های تکنولوژی نو می روند و سرمایه را در راه نو گرایی فنی بکار می برند نه تولید انبوه.

      در قرن 21 بسیار دیده می شود که افراد تحصیل کرده دارند در سر سپردگی تاریخی به اوهام گوی سبقت را از بی سواد ترین قلعه نشینان قعر تاریخ می ربایند،  اینها هرگز نمی توانند فکر و ذهن خود را وارد دنیای واقعی و علمی بکنند،  فقط تصور پوچی از دانش در وجودشان نقش بسته است که جز ویرانی و قهقرا چیزی به جای نمی گذارد.  قرن گذشته که در قرن سنت گریزی نوشته ام،  تمام شده و ما در زمانی دیگر بسر می بریم که غفلت از شناختن دانایی قرن 21 صدمات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.  در این قرن برای هر حرکتی و کاری باید برنامه تدوین شده علمی داشت که تمام گوشه های آن کاملاً تعریف شده باشد،  مثلاً انبوهی از مراسم و رفتار های اجتماعی در ایران وجود دارد که برای هیچ یک تعریفی وجود ندارد،  بنا بر این همگی شکلی کاملاً مادی بخود گرفته اند که بشدت مضر می باشد.

    اندیشه اوهام و خرافات

    از بسیاری به اصطلاح تحصیل کرده ها گفتم که در جهان امروز غرق اوهام و خرافات شده اند و به جای اینکه جهان آفرینش را علمی نگاه کنند آنرا چشم انداز عصر حجر می دانند.  در دوره باستان مردم همه جای دنیا دیندار بودند،  یعنی فرهنگ و تمدّن دینی داشتند،  فرهنگ و تمدنی که بر اساس اعتقاد به غیب و مملو از اوهام بود،  و در عمق تاریخ دین به معنای عام آن یعنی اعتقاد داشتن به غیب بود.  مردم ‏شناسان و جامعه ‏شناسان از همه مکتبهای مدرن، مارکسیستها،  پوزیتویستها و نئوسوسیالیستها در تعریف عمومی،  وجه مشترک همه ادیان تاریخی را در همین دانسته ‏اند،  از بدو پیدایش تاریخ بشر تاکنون آنچه که بدست آمده گواه این حقیقت می باشد و نتیجه بطور کلی یکی بوده است.  انسان های نتاندرتال که می‏گویند نیمه میمون بوده‏اند،  وقتی بقایایشان را به دست آوردند،  دیدند که همراه آنان چیز هایی را به طور یکسان دفن می ‏کرده‏اند که نشان دهنده اعتقاد به جهان پس از مرگ بوده است.  همچنین در مورد انسان کرومانسون که امروزیها در تحقیقات زیست‏شناسی،  آن را جد انسان امروزی می‏دانند،  نوع خواباندن مردگان و اشیاء همراهشان بیانگر ارتباط آنها با عالم غیب بوده است.  ادیان نیز همین را می ‏گویند که آدم ابوالبشر که اولین انسان است، اولین پیامبر هم بوده،  یعنی بشر با رسالت دینی در تاریخ، متولّد شده است.  نکته دیگر اعتقاد به غیب،  حاکی از این بوده که همه هستی منحصر به موجودات مادی نیست،  بلکه موجودات دیگر غیر مادی هم هستند که در گیتی مؤثر و در عین حال مجردند.  مثل فرشتگان و این که انسان یک روح دارد و یک جسم و اعتقاد به ادامه حیات روحی پس از مرگ در عالم دیگر.  حتی فیتشیستها و آدنیستها نیز به عالم غیب معتقد بودند،  و این که انسان های کاملی می‏توانند در یک ارتباط روحی،  مورد الهام واقع شوند که نمونه آن را در معجزات و کرامات گفته اند.  رومیها و یونانیها نیز به چنین ارتباطی اعتقاد داشتند،  تا این که در یونان ‏باستان گروهی پیدا شدند و ثروت ‏اندوزی و مال‏پرستی را به اوج رساندند و تفکری پیدا کردند که گویا برای آنان آخرت و حساب و کتاب مطرح نیست،  خلأ دینی و تاریخی عجیبی آغاز گشت که تا آن زمان برای بشر بی ‏سابقه بود،  و به دنبال آن نظام فئودالی بر اساس برده داری ایجاد گردید. در تمدن و فرهنگی جدید فئودالی نو پدید،  اعتقاد دینی به معنای باور داشتن به عالم غیب ضعیفتر از همه جای دنیا شد،  این زمان نیل و میان رودان از دوران شاه خدایی گذر کرده بودند و به دوران سازمان قبیله ای رسیده بودند که در ساختارهای تاریخی اجتماع نوشته ام.  یونانیان آن دوران تقریباً بی‏ مذهب بودند،  ولی آنها نسبت به مردمی که در شمال اروپا زندگی می کردند و لاابالی و بی ‏دین بودند و کاملاً به غیب و خرافات اعتقاد داشتند متمدن و مذهبی به حساب می آمدند.  یونانی ها در هزار اول قبل از میلاد،  از مقدسات و رهبران دینی پیروی می کردند،  استدلال های فلسفی و منطقی مختلف داشتند که هر کس برای خود به نوعی توجیه می‏کرد و می‏ پنداشت آنچه می ‏گوید درست است و آنرا دنبال می‏کردند،  مکتب هایی که از شرق و ایران سرچشمه می گرفتند.   دیگر آنها بطور کامل به ماوراء متوسل نمی شدند،  از جایی وهمی الهام نمی گرفتند،  از خرافات پیروی نمی کردند،  برای یونانیان بیشتر مکتب مطرح بود که سرچشمه در علوم داشته باشد،  ولی در آن تاریخ نتوانستند قطعی عالم غیب را منکر شوند و آنرا از اذهان ساده تر برچینند.  بعد از یونانیها، رومیان آمدند و گوی سبقت را از یونانیها ربودند، گرچه در میان آنان پزشک، ریاضیدان و دانشمندان بزرگی نیز وجود داشتند.  در 200 ق از میلاد روم بدلایلی که در اینجا نوشته ام یک نظام برده ‏داری خشن و گسترده ایجاد کرد که تا آن زمان در تاریخ سابقه نداشت قبل از آن یونانیها به شکل محدود از نظام برده ‏داری بر خوردار بودند.  در این زمان قیام های خونین متعدد بردگان به وقوع پیوست که مشهور ترین آنها قیام اسپار تاکوس بود که دهها هزار برده شورش کردند و تعداد زیادی از آنان بیرحمانه کشته شدند،  فقط از روم تا تریر در یک صف هشت هزار برده را به صلیب کشیدند.  نظام حکومتی رومیان بسیار منسجم، منظم و دقیق بود،  و توانستند دنیای پهناوری را اداره کنند،  البته رومیان بازمانده اتروسک ها بودند،  اتروسک ها مهاجران نظامی بین النهرین بودند،  که از مقابل سپاه هخامنشیان گریخته و به جنوب اروپا پناهنده شده بودند،  مشروح اینجا.   اگر اشکانیان که پدید آورندگان سازمان قبیله ای در تاریخ بشر هستند و ساسانیان که آورندگان نو فئودالی ضعیف در ایران بودند،  مقابل روم قرار نگرفته و مانع تحرکات نظامی و فئودالی آنها نمی‏ شدند، همه جهان را فتح می ‏کردند،  و امروزه جهان شکل دیگری داشت.

   تاریخ موذی های احمق

      همیشه در تاریخ افراد مزدور و یا ضعیف و بی سوادی بودند که از بالا و پایین و عقب و جلو مورد سوء استفاده کارگزاران و چهره های استعمار و امپریالیست قرار می گرفتند،  از این افراد برای برهم زدن نظم اجتماعی در اشکال مختلف و یا به گمراهی بردن انقلاب های انسانی ایران و یا جلوگیری از تحقیقات علمی استفاده می شد،  که مشروح تاریخ آنرا بزودی می نویسم.  مثلاً امروزه بسیاری از جوانان پرشور و پویای ایرانی با وبلاگ هایی زیبا برای علم و دانش ایران کار و تلاش می کنند،  اما عده بی نام و نشان که عقده و حقارت تمام وجودشان را گرفته است در نظرات وبلاگ ها بی دلیل منطقی دخالت غیر اصولی و اخلاقی می کنند،  و یا ناسزا می نویسند که باعث شده وبلاگ ها نظرات را بعد از تأیید نمایش دهند از این وضع مشخص است که کار این نوکران موذی احمق دشمنان مخالفت با آزادی و دمکراسی است.

     فرد بی نام نشانی که معلوم نیست مادر و پدر او کیستند ایرانی است یا نه، و از کجا آمده است، با نام دروغی و الکی که اساس بی شرط  و دروغ بودن خودش را می رساند،  این چند خط را با غلط های فراوان روابطی، املایی، و انشایی، اخلاقی، نوشته است، که با خواندن آن متوجه می شوید،  او از وبلاگ نویسی چیزی نمی داند،  خواسته موذیانه مرا ناراحت کند و همچنین تاریخ و فرهنگ ایران عزیز را به مسخره بگیرد.  از عزیزان وبلاگ نویس می خواهم این عده را چون موش آزمایشگاهی وسیله تحقیقات در رشته خود نمایید،  و در ضمن وبلاگ نویس ها و مجریان،  احتیاط نمایید در دام این قبیل حشرات رنگارنگ نیافتید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   

سلام.   پادین  سه شنبه 6 مرداد 1388 ساعت: 1:20

من با نظراتت نمی توانم موافق باشم. کتاب "حمله اسکندر مقدونی: بزرگترین دروغ تاریخ"، اثر دکتر احمد حامی را هم پیش از این خوانده ام. دوستانه می گویم، بررسی تبحر شما در تاریخ جای خود دارد؛ شما یک مقاله منصجم و آکادمیک نمی توانید بنویسید؟ باز حداقل روانشاد احمد حامی قلم خوبی داشت. پیشنهاد می کنم کمی روی نگارش مطلب کار کنید؛ چون کارتان خیلی ضعیف پرداخته شده، گاها فاقد منبع است، آکنده از فحش و کینه توزی است (که البته من مخالفتی ندارم ولی کلاس علمی مقاله هایت را در حد صحبت های خمینی پایین می آورد). هدفتان را بگذارید بر روی تأثیر بر روی مخاطب. کوتاه بنویسید. یک چکیده تهیه کنید. یک پیشگقتار بنویسید. پیشینه بدهید. و دست آخر نتیجه گیری کنید. قصد من کاملا دوستانه بود. برای همین هم مستقیم نوشتم. هدف این بود که شما بخوانید، برای همین انتشار آن اهمیتی ندارد. کمکی خواستید در خدمتم. ضمنا تشکر می کنم بابت این وقتی که گذاشتید و امیدوارم انتقاد مرا دال بر بی انصافی نگذارید. زحمت می کشید و برای هم من خواستم که زحمتتان اثربخش باشد. در ضمن نمی خواهید مقاله بنوسید که یک انقلاب اسلامی هم بزرگترین دروغ تاریخ است و مردم ایران ایقدر فهیم بودند که سلطه واپس گرایی را بر خود نپذیرند؟  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    این موذی احمق ترسو نمی فهمد عددی نیست تا از او تقاضایی باشد،  هر وبلاگی خواننده خودش را دارد،  افراد زیادی به وبلاگ های مختلف سری می زنند وقتی در تخصص شان نباشد و یا مورد علاقه نبینند از آن خارج می شوند،  شاید هم مخالف علم و عقیده آنها باشد،  اما به منظور حفظ دمکراسی و آزادی در اردوی مجازی ملی و مردمی از آن ناراضی نمی تواند باشد.  وبلاگ هایی که پسندیده شدند،  معمولاً افراد نویسنده آن را می شناسند و از سابقه بلاگر جویا می شوند،  اگر نقدی و تحلیلی باشد مودبانه ابراز می دارند.  در بعضی از مقالات انوش راوید دیده شده که بعضی وبلاگها گسترده به نقد کشیده شده اند، مانند مقاله های، چشم انداز عصر حجر،  و یا در اردوی مجازی ملی و مردمی،  بررسی وبلاگ های فوق مرحله آخر تبادل نظر بوده و آن تحلیل ها نیز جهت آزادی اندیشه و قلم می باشد.  در مورد این موذی بگویم که ایشان می بایست ابتدا خود را معرفی می کرد و از توانایی ها و تحصیلات و سوابق خود می نوشت و سپس از سوابق من جویا می شد.  به عقل کوچک او نمی گنجد که در وبلاگ ها و اینترنت بگردد و ببینند که از سال 1354  تاریخ نویسی در رابطه با دروغ های تاریخ و تاریخ اجتماعی را در مجله دانشمند شروع کردم،  در کیهان، جوان، پنجشنبه ها، در آستانه فردا، شکار و طبیعت، بندر و دریا، سیرو سفر و تعداد دیگری نشریات مدت 30 سال نوشتم.  مدت پنج سال است که همان مطالب و یا مقالات جدید را در اینترنت منتشر می کنم، هم اکنون بیش از ده سایت و وبلاگ دعوت به نویسندگی شده و می نویسم،  بیش از پانصد وب،  وبلاگهای مرا در پیوند قرار داده اند که یک از بزرگترین رقم هاست،   با گشتی در اینترنت براحتی می توان همه چیز مرا یافت و الا آخر.

   بیائید سعی خود را بکنید

      تعدادی عزیزان سئولاتی از تاریخ می پرسند،  از نوع نگارش و پرسش مربوطه آنها متوجه می شوم که آن شخص نیازمند این است که چیز های بسیاری را بداند،  به این اشخاص می گویم وبلاگ های انوش راوید را بخوانید و پیگیری نمایید حتماً پاسخ خود را می یابید،  تعدادی از این عزیزان بلافاصله می گویند، دیدی سئوال ما را نتوانست جواب دهد! انگاری کشف بزرگی کرده اند.  مثلاً از من می پرسند،  اگر عربها به ایران حمله نکردند،  چرا زبان فارسی آمیخته به عربی است،  یا تعدادی هم می گویند که دشمن ما این ملت یا آن مردم می باشند.  و یا می گویند شما که از دروغ می گویید واقعیتها را هم بنویسید،  تاریخ یک روز یک ماه و سال نیست، قرنها در میلیون ها کیلومتر مربع و میلیارد ها انسان،  نوشتن آن کاری است جمعی و زمان بر که می بایست توسط تاریخدان های نوین ملی ایران انجام شود،  البته من نیز مشغول نگارش هستم.

     تاریخ شکل گرفته از تاریخ اجتماعی است،  آن نیز از علم مادر جغرافی ـ تاریخ است،  بررسی هر کدام مسائل و موضوعات تاریخی را باید در محیطی آرام علمی و با دانایی قرن 21  و البته بدون نگرش بیش ملی گرایی بررسی کرد.  افراد دارای بیش ملی گرایی یا بیش مسلکی نمی توانند توانایی لازم را در تحلیل و تحقیق داشته باشند، زیرا آنها یک بعدی به مسائل نگاه می کنند و چه بسا تعصب داشته باشند.  گاهی دیده شده وبلاگ هایی با موضوع ایران باستان به تجزیه طلبی پارسی از ایران بزرگ تبدیل شده اند،  که همان خواسته فرا قانونی تاریخی استعمار و امپریالیست است که می گوید تفرقه بیانداز و حکومت کن.  افراد با هوش نباید اجازه دهند کلاه تنبلی را که کار گزار و چهره های استعمار بر سر تاریخ پرستان گذاشته اند باعث خنده سیاسی و تاریخی شود،  باید آنرا برداشت و به آنها گفت که چشم و گوش را به روی واقعیت های تاریخی باز کنند،  در غیر اینصورت و کوتاهی از این مهم چشم اندز عصر حجر آینده است.

  همان گونه که در قرن سنت گریزی نوشته ام باید از سنت های قرون 19 و به ویژه قرن 20 که برای بشر به ارث گذاشته اند خلاص شد مانند،  انبوه سازی تاریخ و نوشتن انبوه دروغ مانند حکومت های ایرانی از ایلام تا ساسانیان که به بخشهای جداگانه تقسیم کرده اند ولی در واقع همه آنها فقط حکومت های ایرانی بودند.  بخش دیگری از تاریخ را زیر نفوذ امویه و عباسیان دروغی گرفته اند،  در صورتیکه بعد از پایان ساسانیان که بر اثر انقلاب انسانی  بود و آن حرکت تاریخی  از دو قرن قبل آغاز شده بود و در تاریخ نیک نوشته ام،  و دشمنان ایران جهت تغییر عادی تاریخ اجتماعی و رشد آن،  از انتهای عباسی تا صفویه را به سلسه هایی بی برنامه و ضعیف و کوتاه مدت دادند.  هر سال و هر دوره آن تاریخ ها جای تحقیق و بررسی دارد،  در واقع بعد از پایان دوره تاریخی ساسانیان و پس از انقلاب انسانی دوره جدید تاریخ اجتماعی ایران یعنی سازمان قبایل دینی شروع می شود و تا صفویه و ورود استعمار ادامه داشت،  تمام این مراحل و مسائل تاریخی را مشغول تحقیق و بررسی هستم و به مرور در تاریخ نیک می نویسم،  شما عزیزان وبلاگ نویس علاقمند به تاریخ و تاریخ اجتماعی هم بیایید سعی خود را بکنید و با دانایی قرن 21  با نگارش نو و تدوین دگر بسوی تاریخ واقعی رفته و با ایجاد فرهنگستان جغرافی ـ تاریخ که کاملاً اصول علمی در آن محقق باشد گام های استوار بردارید،  هر چند کاری سخت و زمان بر است.

     در چشم انداز عصر حجر تاریخ را از روی دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ مانند،  هردوت و طبری می نویسند،   آنها سیستم اداری حکومت های ماقبل از استعمار را مانند دوران اولیه استعمار نوشته اند،  زیرا سواد و شعور نداشتند که بیشتر بدانند. عزیزان با حوصله و در زمان های مناسب و لازم و با دقت ایرانی وبلاگ های انوش راوید را بخوانید و پیگیری نمایید حتماً به نتایج دلخوا خواهید رسید.

  کلیک کنید: اندیشمندان و شاعران ایران

Anoosh Raavid  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com  

نوشته شده توسط انوش راوید  | لینک ثابت |